حسنعلى خان افشار

148

سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )

اوضاع خانه ، همهء ولايت اصلا مثل عجم ندارند . و تجار كه دارد ، آنكه خيلى مشهور و دولت‌دار است ، دو هزار سه هزار اوضاع ندارند . اگر كسى صد تومان داشته باشد ، خودش را تاجر و غنى مىداند . قربانت شوم در همه چيز مثل اهالى ساير ولايات اوضاع ندارند و بسيار كم فهم هستند و بسيار بىچيزند . خصوص در ايام فترت و يك سال هم پيش از آن فيلى و بختيارى ، اعراب ، ضرر زياد به ايشان زده و چاپيده‌اند . با وجود اين بىچيزى شرورند . جهت اين است ، چون كه اموال زياد ندارند ، بنابراين شرورى دارند . و مجتهد مشهور و ملجأ ولايت جناب شيخ محمد طاهر است . سواى معزى اليه چند نفر هم هست ، اما چندان مشهور و ملجاء اهالى ولايت نيستند . هواى خوزستان « 1 » هوايش گرمسير و حّار است . گرمى به طورى خانزاد ديد كه بيست روز پيش از چلهء زمستان هوا خيلى خوب و دلگشا [ بود ] و علف و رياحين روز بروز زياد مىروييد . مگر چند روز ، صبح زود ، احتياج به آفتاب و گرما مىافتاد . و اكثر روز باران مىآمد . نقل مىكردند كه بيست سال بيش‌تر ، برف يك روز به‌قدر چهار ساعت آمد ، در ولايت معركه برپا شد ، خيال كرده بودند كه بلا از آسمان نازل شده ، صداى يا الله يا الله در آورده بودند . و اگر در ميان زمستان شب خيلى سرد باشد ، ظرف مسى پر از آب كرده پشت بام « 2 » مىگذارند . وقتى « 3 » يخ كه نازك بست ، صبح شادى مىكنند ، دست بدست مىگردانند و مىخورند . [ 32 ر ] از قرارى كه گرمى تابستان را تعريف مىنمودند ، پناه بر خدا جهنّم ظاهرى مىباشد . از جهت « 4 » گرماى تابستان در هر خانه از بزرگ و كوچك زيرزمين مانند شبستان ساخته‌اند ، اسمش را شبادان ( 67 ) گذاشته‌اند .

--> ( 1 ) . در اصل : عربستان . ( 2 ) . در اصل : به آن ( 3 ) . در اصل : وقت . ( 4 ) . در اصل : جهة